شمارهٔ ۹۹۹

غزلیات

دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
اندیشه از ملال تو کردم از آن شدم

پایم ندید رفتن ازان در چو راندی ام
گویی گداختم همه تن تا روان شدم

بس در پی وصال تو میگشتم و نشد
اکنون تو دست گیر که من ناتوان شدم

چندان براهت آمده ام دمبدم که دی
میآمدی تو من ز خجالت نهان شدم

دیدم هلاک خویش چو اهلی بچشم خویش
اول نظر که صید تو نا مهربان شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}