شمارهٔ ۱۰۲۳

غزلیات

پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
از ناله ظاهر است که محکم شکسته ام

دیوانه ام ز عشق و هلاک خود
اسباب زندگی همه درهم شکسته ام

آنم که همچو غنچه ببوی نسیم می
صد شیشه صلاح بیکدم شکسته ام

عشقم سبوی عمر شکست و سفال من
باقیست تا نگه کنی آنهم شکسته ام

اهلی بآه و ناله شکستم دل حزین
شرمنده ام که آینه جم شکسته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}