شمارهٔ ۱۰۲۴

غزلیات

ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
زان خار شدم کز تو بریدن نتوانم

فریاد که از شوق جمال تو هلاکم
وز نازکی خوی تو دیدن نتوانم

از گوشه ابروی توام چشم گشادست
هرچند کمان تو کشیدن نتوانم

ای یوسف مصری به زکاتم نظری کن
چون گوهر وصل تو خریدن نتوانم

پروانه صفت بال و پرم سوختی ایشمع
تا پیش تو گستاخ پریدن نتوانم

بویی بفرست ای چمن حسن تو باری
گر من گلی از باغ تو چیدن نتوانم

زهرم مده و صبر مفرما ز رخ خود
کاین چاشنی تلخ چشیدن نتوانم

اهلی به طپیدن نرهد کس ز کمندش
تسلیم شو چونکه رهیدن نتوانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}