شمارهٔ ۱۰۶۴

غزلیات

گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
یارب تو دست گیر که از دست رفته ایم

رفتیم از آستان تو در سجده حرم
با همت بلند عجب پست رفته ایم

پیوسته گشت سلسله ما بکوی دوست
از بس چو مور صف زده پیوست رفته ایم

یاران ز دام عشق گریزان چو ماهی اند
ما خود به اختیار درین شست رفته ایم

اهلی دل تو چاره مستی چه میکند
گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}