شمارهٔ ۱۰۸۶

غزلیات

تشنه درد توام وز پی درمان نروم
گر بمیرم بسر چشمه حیوان نروم

چه بهار و چه خزان بیخبرم از گل و خار
زانکه بی روی تو هرگز بگلستان نروم

بسکه از غیر تو ای گل چو صبا خار خورم
هیچگه سوی تو نایم که پریشان نروم

گر در آتش طلبد عشق توام شمع صفت
کشتنی باشم اگر خرم و خندان نروم

بلبل مستم اگر بر سر خارم چه عجب
خار در چشمم اگر بر سر پیکان نروم

بامید لب شیرین تو فرهاد صفت
میکنم جانی و باشد که بحرمان نروم

غرقه در خون دلم پیش سگانش اهلی
باشد آلوده ازین منزل پاکان نروم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}