شمارهٔ ۱۰۹۲

غزلیات

تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
مشتاق همان حسرت دیرینه خویشم

گر گوش بروزن پی آواز تو خلقند
من گوش بآواز تو در سینه خویشم

سرمست می وصل تو بودیم همه شب
مخمور غم مستی دوشینه خویشم

از روی و ریا نیست صفای نظر من
من پاکدل از گوهر آیینه خویشم

اهلی بمن از کین حسودان نرسد غم
کاسوده دل از خاطر بی کینه خویشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}