شمارهٔ ۱۰۹۳

غزلیات

مه من که هرگز گزندت نه بینم
فراق توام سوخت چندت نه بینم

بصد سر و نازم اگر دیده افتد
یکی همچو قد بلندت نه بینم

به پایت چه ریزم که چیزی ندارم
بجز جان و آنهم پسندت نه بینم

چه چابک سواری که نازک غزالی
نیابم که صید کمندت نه بینم

تو آنشمعی ایشوخ بی چشم زخمی
که جز جان اهلی سپندت نه بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}