شمارهٔ ۱۱۱۳

غزلیات

چند این دل سودازده را پند بگویم
دیوانه شدم بیهده تا چند بگویم

سوگند دهندم که کنم ترک تو ای بت
کفرست که ترک تو بسوگند بگویم

درد دل دیوانه بدیوانه توان گفت
سودی ندهد گر بخردمند بگویم

هرگز نرود از دل من تلخی حسرت
هر چند کزان لعل شکر خند بگویم

شیرین نشود جز بگزیدن لبم از قند
تا کی بزبان من سخن قند بگویم

هرگز که غم بنده خورد؟ به ز خداوند
آن به که غم خود بخداوند بگویم

اهلی لب او کی دلم از بند گشاید
هرچند که صد نکته دلبند بگویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}