شمارهٔ ۱۱۲۸

غزلیات

ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
چند بر آرزو زیم آرزوی محال هم

لعبت چنین مگر تویی کز هوس تو بت پرست
صوفی سالخورده شد کودک خردسال هم

شامگهی ببام خود جلوه ناز اگر کنی
ناز تو ماه بشکند چین جبین هلال هم

ای بکمال نیکویی رشگ فرشته و پری
نیست برین جمال کس کیست بدین کمال هم

شد به سپهر دلبری حسن رخ تو مهر و مه
ماه تو بیکمی ولی مهر تو بی زوال هم

ناز تو میکشد مرا نام وصال چون برم
قطع امید کرده ام از خود و از وصال هم

در حرم وصال تو روح قدس نمیرسد
اهلی خاکسار را جا که دهد مجال هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}