شمارهٔ ۱۱۳۴

غزلیات

ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
یار من شو که خدا یار تو خواهد بودن

بی تو جایی که قراری بُوَدَم ای خورشید
هم مگر سایه دیوار تو خواهد بودن

آن حلاوت، دل من از مگس شهد تو دید
که همه عمر گرفتار تو خواهد بودن

کشتن من که هم از جرم خریداری نیست
عاقبت در سر بازار تو خواهد بودن

اهلی آنروز که در بحر فنا غرقه بود
همچنان تشنه دیدار تو خواهد بودن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}