شمارهٔ ۱۱۶۵

غزلیات

تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
رخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان

ز لب تو بی‌عنایت، به کجا برم شکایت
که صدم جفاست از وی، ز تو صدهزار چندان

چه کنم که درنگیرد به تو شمع، برقِ آهی
که چو موم نرم سازد دل سخت‌تر ز سندان

به لب تو جای دندان که گمان برد ز تندی
چو مجال دیدن کس نبود چه جای دندان

تو بدین جمال و خوبی، دلِ تنگ نیست جایت
که فرشته کس مقید نکند به کنج زندان

دل من به خودپسندی نکشد ز سجده‌ات سر
که فرشته دیو سازد سر کبر خودپسندان

نرسید دست اهلی به سهی‌قدان گل‌رخ
نرسد بدست کوته، گل وصل سربلندان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}