شمارهٔ ۱۰۲۰

غزلیات

آمد بگفتار آن لعل دلخواه
حل شد معمی الحمدلله

نیکست انجام ایجان ناکام
کامشب بکام است آن لعل دلخواه

ببردت زتلبیس از راه ابلیس
ره رو شود گم از پیر گمراه

از مرکز خاک تا سطح افلاک
سوزیم و شوئیم از اشک و از آه

از لطف آن قد و زحسن آن خد
نه دل بسرو و نه چشم بر ماه

خورشید هر روز آید بکویت
تا چهره ساید بر خاک درگاه

منت زدونان تا کی پی نان
همت زحیدر رزق از خدا خواه

میخانه ظلمات آب خضر می ‏
خضر است آگاه زین رسم و این راه

از عشق بازی خوشتر ندیدم
زاوقات عشاق صد لوحش الله

آشفته در ذکر از زلف و رویش
هم در شبانه هم در سحرگاه

از هر چه جز عشق کردیم توبه
جز مدح حیدر استغفرالله

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}