شمارهٔ ۱۱۸۲

غزلیات

خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
جانرا بر آستین نه و بر دوست برفشان

صحبت خوشست و ناخوشم از غیر می کجاست
تا کم کنند درد سر خویش ناخوشان

تا کی عذاب جان کشم از زاهدان خشک
بد دوزخیست صحبت افسرده آتشان

ما زهر غم خوریم و حسودان بفکر ما
یارب حسود را هم ازین چاشنی چشان

ایشمع حسن بهر چه برخاستی بخشم
بنشین بلطف و آتش کین را فرونشان

کشتی به بی نشانی ام اما بخون چو مرغ
چندان طپم که دامنت از خون کنم نشان

اهلی تو با بتانی و ما با سگان در
با سرکشان خوشی تو و ما با جفا کشان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}