شمارهٔ ۱۲۰۵

غزلیات

پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
بسکه بدیده سوده ام آبله کرده پای او

بسکه صفاست بر رخش چون نگرد بر آینه
آینه نیز بنگرد روی خود از صفای او

شیوه ناز دلبران هرچه خوش آمدش فلک
زانهمه دوخت جامه یی بر قد دلربای او

پا و سر مرا ز هم فرق نمیکند کسی
بسکه بسر همی دوم از پی باد پای او

بود به بحر غم سری همچو حباب در کفم
رفت سرم بباد هم عاقبت از هوای او

اهلی اگر ز جان مرا جز رمقی نمانده است
دارم امید زندگی از لب جانفزای او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}