شمارهٔ ۱۲۱۱

غزلیات

مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
در خون و خاک چند بغلطد ز دست تو

بنشین دمی و مجلس ما را فروغ ده
کز بزم عیش نیست غرض جز نشست تو

نگشاید از نشاط دل تنگ عاشقان
تا ناوکی گشاد نیابد ز شست تو

ساقی بیا که صحبت صوفیست جانگداز
جانپرور است صحبت رندان مست تو

خون دلم چو می لب لعلت خورد مدام
مخموریش مباد لب می پرست تو

پستی مکش ز چرخ بلند ایدل حزین
همت بلند دار که چرخ است پست تو

اهلی شکست شیشه عمر تو بهر یار
و آن سنگدل نداشت غمی از شکست تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}