شمارهٔ ۱۲۱۹

غزلیات

گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
تا نرود سر ز دست دست ندارم از او

هرکه نشد غرق خون ره نبرد کز غمش
من بچه باران ترم زیر چه بارم از او

در غم آن نوجوان پیر شدم از وفا
ناوک چشم اینزمان چشم ندارم از او

نرگس مستش که شد ساقی بزم همه
عالمی از وی خوشان من بخمارم از او

مانع وصل حبیب بیخودی اهلی است
یار بمن در میان من بکنارم از او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}