شمارهٔ ۱۲۲۵

غزلیات

به وفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
ز هلاک من چه زیان فتد من و صد چو من به فدای او

غم گلرخی که مرا بود همه عمر از آن نشود کهن
که هزار اگر گل نو بود نرسد یکی به صفای او

به بهانه‌ای که دلم تپد سخنی کنم به طبیب خود
نه غلط که گر نگهی کند بتپد دلم به هوای او

چه بود اگر سگ کوی او سوی چشم من گذری کند
که بشوید آب دو دیده‌ام ز غبار ره کف پای او

چه شکایت از دگران کنم چو بلای من دل اهلی است
به خدا که من ستم بتان همه می‌کشم ز برای او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}