شمارهٔ ۱۲۳۷

غزلیات

هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
عاقبت شاخ گلی سر بر زند از خاک او

همچو آهو باز خواهم دیده را بعد از هلاک
تا سر خود را بینم بسته فتراک او

آتش دوزخ ز آب کوثرم خوشتر بود
گر بود در پیش چشمم روی آتشناک او

جان آنصاحب نظر آیینه عین دلست
کز غبار دیگران دورست چشم پاک او

میشود دود دلم از سینه چونسروی بلند
هر گه آرم در نظر سر و قد چالاک او

هر که در دل تلخی عشق است او را خوشگوار
زهر باشد از لب نوشین لبان تریاک او

کس سخن نزدیک اهلی چونکند از ترک عشق
زانکه دورست اینسخن بسیار از دراک او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}