شمارهٔ ۱۲۴۲

غزلیات

زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
شکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده

رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستت
میان لاله و نسرین فتاده خواب زده

من از لب تو خرابم همآن دوای منست
که هم شراب یرد زحمت شراب زده

ز شور و گریه و خونابه دلم پیداست
که خنده تو نمک بر دل کباب زده

خیال سبز خطی بست دیده اهلی
نظر کنید که نقشی عجب بر آب زده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}