شمارهٔ ۱۲۴۷

غزلیات

اگر چه عشق نکویان جراحتست همه
جراحتست که در سینه راحتست همه

وصال گل طلبی بخت باید ای بلبل
مگو که کار بعقل و فصاحتست همه

قدت نه سرو که ناز و کرشمه است تمام
رخت نه ماه که حسن و ملاحتست همه

چه عارضست و چه حسنست این تعالی الله
چو صبح اهل سعادت صباحتست همه

زبان طعن رقیبان بسوخت اهلی را
هلاک مردن جسم و جراختست همه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}