شمارهٔ ۱۲۶۱

غزلیات

زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
سلسله عشق را باز نظامی بده

روز قیامت کسی گر نبود باورش
سروقد خویش را خیز و خرامی بده

کشته هجر توام پرسش من کی دمی
اولم از لطف خویش جان بسلامی بده

مرغ دل رفته را تا بکف آرم دگر
از خط و خال خودت دانه و دامی بده

بر من مخمور غم رحم کن ای میفروش
گر نبود صاف می دردی جامی بده

سلطنت جاودان دولت عشقست و بس
یارب از این دولتم بخش تمامی بده

حسرت شیرین لبان تا بکی ای بخت بد
اهلی ناکام را زینهمه کامی بده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}