شمارهٔ ۱۲۶۴

غزلیات

ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
تنها نه او که هرکه دم از زندگی زده

پیش رخ تو گل نشکفت بلکه باغ
آتش بنو بهار ز شرمنگی زده

مه با تو بر نیاید از آنرو هلال شد
یعنی که حلقه بر در درماندگی زده

در کوی عشق افسر جم باد می برد
خرم کسی که لاف سر افکندگی زده

اهلی تو کیستی که در محرمی زنی
در حضرتی که کعبه در بندگی زده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}