شمارهٔ ۱۲۶۶

غزلیات

بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
آبی که بود در جگرم ز آبله مانده

بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن
جان داده صد آشفته و در سلسله مانده

تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی
ما خسته و پا در گل و او در گله مانده

رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود
عاجز صفتانند درین مرحله مانده

جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش
در گوش و دل از ناله من غلغله مانده

فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی
در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}