شمارهٔ ۱۲۷۰

غزلیات

پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
عیسی نفس تویی دگران چشم و گوش به

خواهد سبوی جسم چو سنگ اجل شکست
پس این سبو سفال سگ میفروش به

گر می چنان خوری که نگویند زهر باد
گر زهر میخوری بحقیقت ز نوش به

طوفان آب دیده جهان میکند خراب
گر دیک دل ز گریه نیارم بجوش به

اهلی ز وصف لاله رخان لب چه بسته یی
بلبل بهر صفت که بود در خروش به

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}