شمارهٔ ۱۲۹۶

غزلیات

با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
صد پاره گشت و دارد هر پاره آرزویی

هر سو بمهربانی در کار من طبیبی
من خود هلاک مردن از داغ تندخویی

مردیم از خموشی بگذار تا برآریم
از گریه هایهایی وز ناله هایهویی

رسوای شهر و کویم آخر چنین برآید
اورا که یار باشد همچون تو جنگجویی

اهلی که عار کردی از تخت پادشاهی
آخر ببین که قانع گشته بخاک کویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}