شمارهٔ ۱۳۲۲

غزلیات

از آن بجور دل مبتلای من داری
که اعتماد بسی بر وفای من داری

ز آستان خودم دور میکنی لیکن
کدام عاشق یکدل بجای من داری

جدا کند من دیوانه را فلک از تو
بسنگ تفرقه هرگه هوای من داری

ز گریه رام من ایمرغ بخت کی گردی
که وحشی دگر از های های من داری

دوای زخم ملامت که میکشد اهلی
همین بسست که گویی برای من داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}