شمارهٔ ۱۳۶۳

غزلیات

گر بود یوسفش گرانجانی
بگرانجانی خود ارزانی

وقت آن خوش که از سبکروحیست
همچو ساغر گشاده پیشانی

تا نگردد ز گریه دیده سپید
نشکفد نو بهار روحانی

ایگل از خود ملاف کان عارض
گر به بینی ورق بگردانی

هر که خود را نکشت روز وصال
میکشد آخرش پشیمانی

از سر زلف یار رشته صبر
گم کنی هر دم از پریشانی

اهلی از هجر دل بمردن نه
مرده بهتر که زنده درمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}