شمارهٔ ۱۳۷۷

غزلیات

دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
گویی که شربتی ز می کوثرم دهی

تلخ است بیتو زندگی من مگر که تو
از وصل خویش زندگی دیگرم دهی

مستسقیم من و تو طبیب زلال وصل
چندانکه بیشتر طلبم کمترم دهی

ای من سگ تو درد سفالی کرم کنم
من کیستم که باده ز جام زرم دهی

طوطی صفت طمع نکنم کز شراب لعل
مستم کنی و در شکرستان سرم دهی

خواهم که یکنفس بنشینی برابرم
ساقی شوی ز نرگس خود ساغرم دهی

لب تشنه ام چو اهلی و از جرعه لبت
یکقطره ز آن به است که صد گوهرم دهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}