شمارهٔ ۱۳۸۱

غزلیات

سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی

بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند
آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی

آینه‌‌‌ی حُسن تو زنگ ز دل میبرد
حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی

تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم
آب حیات ای پسر بی تو ننوشد کسی

مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم
دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}