شمارهٔ ۵۹

قطعات

ایکه گویی که بحسن سخن من اهلی
اضطرابی ننمود و لب تحسین نگشود

بخدایی که مرا گنج معانی داده ست
که بسرمایه کس همت من نیست حسود

لیکنم دیده و دل جان سخن می طلبد
چکنم صورت بیجان دلم از کف نربود

گر تو نقشی بنمایی که دل از کف ببرد
کافرم گر نکنم پیش تو صد بار سجود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}