بخش ۷۶ - پاسخ آتبین

کوش‌نامه

بدو آتبین گفت کای تند مرد
زبان تو مغز مرا بنده کرد

بدان گه که بابت بیفگند خوار
به بیشه درون زار و بیچاره‌وار

اگر من تو را اندر آن تیره خاک
رها کردمی، گشته بودی هلاک

نه امروز بودی تو او را پسر
نه باب تو را نیز نام پدر

تو نیواسب را ز آن بکشتی درست
که او مر تو را خواست کشتن نخست

به من بر سپاسی نباید نهاد
درِ داد بر خود بباید گشاد

اگر تو مر او نکشتی به جنگ
ندادی تو را او زمانی درنگ

گرامی پسر با تو همشیره بود
ز دل دوستی بر تو بر خیره بود

بیامد چنانچون برادر پَسَت
نکوهش کند زین همی هرکست

مر او را به بیهوده کردی تباه
به تو بازگردد ز هر سو گناه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}