بخش ۱۰۵ - آگاه شدن طیهور و آتبین از مرگ پدر کوش

کوش‌نامه

چو دریا ز کوش و سپه گشت پاک
بهک را نماند از کسی ترس و باک

به طیهور مژده فرستاد از این
که گیتی تهی شد ز دارای چین

ز دریا بشد کوش و لشکر به هم
روان پر ز تیمار و دل پر ز غم

از آن شاد دل گشت طیهور شاه
وز او شادتر آتبین با سپاه

فرستاده آمد کسی، داد چیز
ز اسب و ز دیبا و دینار نیز

بدو گفت آن نیکدل را بگوی
که از مژده شادی به ما کرد روی

زمان تا زمان چشم داریم و گوش
که مژده فرستی به ضحاک و کوش

وز این روز فرخنده‌تر آن بود
که لشکر بدین هر دو گریان بود

بدین مژده داریم از تو سپاس
زهی نیکدل شاه نیکی‌شناس

فرستاده آمد به ماچین چو دود
بگفت آن سخن‌ها که بشنیده بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}