شمارهٔ ۶۲

غزلیات

یار را چون هوس صحبت درویشانست
گر قدم رنجه کند دولت درویشانست

جگر پاره و داغ دل خونابه چکان
لاله ی عیش و گل عشرت درویشانست

پای بر چشم فقیران نه و اندیشه مکن
کاین عنایت سبب حرمت درویشانست

می رسد نعمت وصل تو باقبال خیال
هم خیالت که ولینعمت درویشانست

رخ متاب از من درویش که سلطانی حسن
از صفای نظر و همت درویشانست

غیر ازین قوم که آیینه ی احوال همند
کیست کورا خبر از حالت درویشانست

گرچه صد نامه سیه کرد فغانی ز گناه
نظرش بر کرم و رحمت درویشانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}