شمارهٔ ۹۶

غزلیات

بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
در سینه آرزوی فزونم گره شدست

از بسکه جور بینم و دم بر نیاورم
اندوه عالمی بدرونم گره شدست

نگشاید آهم از دل و رویم بخنده هم
ازدرد و غم درون و برونم گره شدست

دل سوخت چون سپند و گشادی نشد ز تو
دردا که با تو سحر و فسونم گره شدست

خواهم که بگسلم ز همه کام چون کنم
در طبع سفله همت دونم گره شدست

هر جام می که قطره فشان داده یی بغیر
در دل هزار قطره ی خونم گره شدست

هر کس گشاد یافت فغانی ازین کمند
بیچاره من که بند جنونم گره شدست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}