شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست
حقّ نظرست آنکه ستانند نه باجست

در دست طبیبست علاج همه دردی
دردی که طبیبم دهد آنرا چه علاجست؟

این درد که می‌آوردم مژدهٔ درمان
در دل نمک سوده و در چشم زجاجست

در منزل عنقا چه زیَد مرغ سلیمان
چندانکه نظر می کنم آنجا سر و تاجست

فیضی که نظر می‌برد از چشمهٔ خورشید
در روز توان یافت، سخن در شب داجست

در آتش سودای تو صد قافلهٔ مشک
خاکستر بازار بود این چه رواجست؟

بسیار مکش این نفس سرد فغانی
شاید که تحمل نکند گرم مزاجست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}