غزل شمارهٔ ۴۱

غزلیات

رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
وز بی وفا کنار طلب می کنیم و نیست

از باغ روزگار گلی تازه بر مراد
بی زخم نوک خار طلب می کنیم و نیست

جامی که بعد ازو ندهد درد سر خمار
در دور روزگار طلب می کنیم و نیست

بویی ز عطر طرّه عنبر فشان یار
از باد نوبهار طلب می کنیم و نیست

سروی به اعتدال قد خوش خرام یار
بر طرف جویبار طلب می کنیم و نیست

صد دیده را ز خاک درش چشم روشنی است
ما نیز از آن غبار طلب می کنیم و نیست

بسیار بارهاست که ابن حسام را
در کوی یار بار طلب می کنیم و نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}