شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
در بزم تو دیگر بچراغش نتوان یافت

هر چند که گم گشته ی ما هست پری خوی
اما نه چنان هم که سراغش نتوان یافت

مجنون در مکتب خوبانست دل من
در خانقه و کنج فراغش نتوان یافت

دل شیفته ی شاهسواریست که هرگز
لهوش نتوان دیدن و لاغش نتوان یافت

محروم بماندیم درین بزم که ساقی
ترکیست که بویی ز ایاغش نتوان یافت

مرغی که سراسیمه ی دامست فغانی
در گرد گل و گوشه ی باغش نتوان یافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}