شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست
نشناخت گل تازه و نوروز ندانست

مجنون تو هم بر سر خاکستر گلخن
جان داد و بهار چمن افروز ندانست

فردا چکند با جگر سوخته عاشق
چون فایده ی صحبت امروز ندانست

از رنگ قبا سوخت دل از دور چو دیدت
نقش کمر و تاج طلا دوز ندانست

سوز دل عشاق چراغ دل و جانست
بی نور، درونی که چنین سوز ندانست

دل جوهر دانش بمی و روی نکو داد
قدر خرد مصلحت آموز ندانست

ناقص شد ازین طارم فیروزه فغانی
مسکین اثر طالع فیروز ندانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}