شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

بازم چراغ دل بمی ناب روشنست
چشمم ز جلوه ی گل سیراب روشنست

چون صبح اگر ستاره فشانی کنم رواست
کز دیدن تو دیده ی بیخواب روشنست

امشب که در خرابه ی درویش آمدی
بیرون مرو که خانه ز مهتاب روشنست

بخشد صفای چشمه ی خورشید دیده را
آیینه ی رخ تو که چون آب روشنست

شمع مراد من ز تماشای ابرویت
همچون چراغ گوشه ی محراب روشنست

خالی مباد ساغر دور از می وصال
کز این چراغ مجلس احباب روشنست

سربازی فغانی شیدا به تیغ عشق
جوهر صفت ز خنجر قصاب روشنست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}