شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

مجاوران سر کوی یار سر بخشند
خورند زهر و بخلق خدا شکر بخشند

چه جای باده ی لعل و مفرح یاقوت
دران مقام که احباب جام زر بخشند

همین بود کرم دلبران باهل نظر
که سیم ناب ستانند و خاک در بخشند

ببر امید که خوبان نه آن درختانند
که گل دهند بعشاق یا ثمر بخشند

گدای شهر کجا همعنان تواند شد
بمردمی که گهی تاج و گه کمر بخشند

اگر چه یک هنرم هست و صد هزاران عیب
غریب نیست که جرمم به آن هنر بخشند

هوای میکده دارد فغانی مخمور
بود که اهل دلش همت نظر بخشند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}