شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

من آشفته هم در خواب مستی کاش می‌مردم
که روز از مستی شب این همه خجلت نمی‌بردم

زبان خود به دندان می‌گزم هر دم من ناکس
که از بهر چه در مستی لبت را نام می‌بردم

کشم صد انفعال از خویش و میرم از پشیمانی
چو یاد آرم که در مستی سگ آن کوی آزردم

به مستی دوش رنجانیدم از خود خاطر یاران
چه کردم کاش خون می‌خوردم و آن می نمی‌خوردم

فغانی یار چون می‌شد ملول از های‌های من
چرا اول به آه و ناله جان بر لب نیاوردم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}