شمارهٔ ۵۲۰

غزلیات

کاکل به تاب رفته ز دام که جسته‌ای
دیگر دل کدام پریشان شکسته‌ای

رنگین شدست دامن پاکت چه حالتست
گویا که در میان دل ما نشسته‌ای

بر گرد ارغوان کمر سیم کرده چست
نخل غریب بهر دل خلق بسته‌ای

آسودم از فسانهٔ عاشق‌نواز تو
بنیاد کن که مرهم دل‌های خسته‌ای

هرجا که هستی از دل ما نیستی برون
یعنی مکن خیال که از ما گسسته‌ای

دامن مکش که تا بود این حسن دل‌فروز
یک دم ز آب دیدهٔ عاشق نرسته‌ای

از طرف جویبار فغانی برون مرو
گر زانکه دامن از می رنگین نشسته‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}