شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

نه مایلی به چه رنجش که یار ما باشی
چرا به زخم دل ماهمی نمک پاشی

به دهر چون تونشددلبری بهعیاری
به شهر چونتوندیدم بتی به قلاشی

شبان هجر مرا کرده ای به غم همدم
توخود نشسته به می خوردنی وعیاشی

زچشم مست تو می خوردن توفاش بود
تو را گمان همه خلقند غافل وناشی

تفاوتی نگذاری میان دشمن ودوست
هزار فرق زفیروزه است تاکاشی

خیال رویتو خوش نقش بسته در دل ما
به منزل تو نکوکرده ایم نقاشی

بلندتر شود از هر شهی مرا اقبال
به کوی خویش گماری گرم به فراشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}