بخش ۱۰۰ - تمثیل

دفتر اول

سگکی می شد استخوان به دهان
کرده ره بر کنار آب روان

بس که آن آب صاف و روشن بود
عکس آن استخوان در آب نمود

برد بیچاره سگ گمان که مگر
هست در آب استخوان دگر

لب چو بگشاد سوی آن به شتاب
استخوانش از دهان فتاد در آب

نیست را هستی توهم کرد
بهر آن نیست هست را گم کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}