بخش ۲۶ - حکایت بر سبیل تمثیل

دفتر دوم

قطره ای از تموج دریا
در زمستان فتاد بر صحرا

خویش را منجمد ز شدت برد
هستی مستقل توهم کرد

لیکن از هر کسی و هر جایی
می شنید اینکه هست دریای

کرد از موج و شبنم و باران
بر وجودش اقامت برهان

گرچه از روی عقل برهان گفت
بود صد شک درون جانش نهفت

آری از سنگلاخ وهم و خیال
کس نرسته به پای استدلال

فلسفی عمرها نهاد اساس
دانش خویش را ز فکر و قیاس

به کف از بهر وزن کردن آن
از قوانین منطقش میزان

تا شناسد صحیح را ز سقیم
باز داند ولود را ز عقیم

کرد بسیاری از علوم و فنون
حاصل خویشتن به این قانون

ظن او آنکه از گمان رسته ست
همه در بار خود یقین بسته ست

لیکن آندم که بار بگشاید
جز متاع گمان برون ناید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}