بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده

سلامان و ابسال

آن مسافر بهر دولت یابیی
ماند شب در خانه اعرابیی

جمله فرزندانش از خرد و بزرگ
یافت همنام ددان چون شیر و گرگ

هر که بود از خادمانش یکسره
گوسفندش نام بودی یا بره

گفت با او کای سپهدار عرب
آیدم زین نامها امشب عجب

گفت فرزندان که در خیل منند
مستعد از بهر قهر دشمنند

خادمان از بهر خدمتگاریند
متصل در شغل مهمانداریند

گرگ باید قهر دشمن را و شیر
تا بود بر کشتن دشمن دلیر

بهر خدمت بره به یا گوسفند
تا ز فعل او نیابد کس گزند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}