بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن

سبحة‌الابرار

ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
شتران فلک از ذوق تو مست

بیم آنست که این هفت و چهار
بگسلانند ز مهر تو مهار

در بیابان غمت روی نهند
جان شیرین به تک و پوی دهند

ای خوش آن رهرو از خود رسته
رقص دایم ز تو در پیوسته

زیر پایش چو کند پای ز سر
نشتر خار بود سبزه تر

خارج از دایره صلح و نزاع
کرده سر پی سپر راه سماع

ساز خاک قدمش جامی را
ببر از وی به دمش خامی را

جرعه جام فنایش بچشان
بر سر خوان وفایش بنشان

قید تقلید ز جانش بگشای
رشح حکمت ز زبانش بگشای

به نصیحت نفسش دار روان
باز کن گوش نصیحت شنوان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}