شمارهٔ ۱۰

غزلیات

اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
بریدن از تو نتوانیم قطعا

پزم با آه دل زان لب خیالی
بلی بی دود نتوان پخت حلوا

جفاها خواهمت فرمود گفتی
خدا را ماه من اینها مفرما

بود جای خیالت خانه چشم
به مردم گفته‌ام این نکته صد جا

به گوشت می‌برد سر زلف مشکین
دگر ز اندازه بیرون می‌نهد پا

سر بی مغز زاهد را توان کرد
برابر با کدو حاشا و کلا

به قتل جامی ای جان رنجه گشتی
کرم کردی جزاک الله خیرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}