شمارهٔ ۱۸

غزلیات

نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها
که بوی دوست می‌آید ازآن فرسوده منزل‌ها

چو گردد شوق وصل افزون چه جای طعن اگر مجنون
به بوی هودج لیلی فتد دنبال محمل‌ها

دل من پر ز مهر یار و او فارغ نبوده‌ست آن
که می‌گویند راهی هست دل‌ها را سوی دل‌ها

رسید اینک ز ره سلمی و من از ضعف تن زینسان
فخذ یا صاح روحی تحفة منی و اقبلها

مریز ای ابر دیده آب حسرت بر سر راهش
که دور اولی سم اسبش ز آسیب چنین گل‌ها

مرا از هجر او در دل گره می‌بود صد مشکل
چو دیدم شکل او فی‌الحال حل شد جمله مشکل‌ها

ز جور دور غم فرجام جامی قصه‌ها دارد
ولکن خوف املال الندامی لم یطولها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}