شمارهٔ ۲۱

غزلیات

ای برده رخت رونق گل‌ها و سمن‌ها
دارد دهن تنگ تو در غنچه سخن‌ها

گر سرو نه با قد تو ماند نتوان برد
چون آب به زنجیر مرا سوی چمن‌ها

صحرای عدم لاله‌ستان شد چو شهیدان
با داغ تو رفتند به خون غرقه کفن‌ها

گفته‌ست به هر غنچه صبا وصف دهانت
مانده‌ست ز حیرت همه را باز دهن‌ها

مشکل که بود روی خلاصی دل ما را
از زلف تو با این همه خم‌ها و شکن‌ها

با لذت آوارگی وادی عشقت
غربت‌زدگان را نشود میل وطن‌ها

چون خامه به وصف خط تو خشک فرو ماند
جامی که شد انگشت‌نما در همه فن‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}